خاطره
انتخاب اسم
چرا هفت سین؟ فلسفه سفره هفت سین را میدانید؟ ویژه عید نوروز
«سبزه» نودمیده است
«سنبل» خوش بر و خوشبو
«سیب» میوه بهشتی و نمادی از زایش
«سمنو» مائده تهیه شده از جوانه گندم كه یادآور بخشی از آیینهای باستانی ایران است «سنجد» كه بوی برگ و شكوفه درخت آن محرك عشق و دلباختگی است
«سیر» دارویی برای تندرستی
«سپند» به معنی «مقدس» كه دوركننده بیماریها و دافع چشم بد است.
«سركه» نماد ترشی
«سماق» نماد بیكاری و سماق مكیدن روی سفره هفت «سین» مناسبت ندارد.
آینه نیز میگذاریم كه نور و روشنایی میتاباند
شمع میافروزیم كه روشنایی و تابش آتش را به یاد میآورد و شاید بازمانده جشن سوری و جشنهای آتش باشد
تخم مرغ كه تمثیلی از نطفه و باروری است.
كاسه آب زلال به نشانه همه آبهای خوب جهان
ماهی زنده در آب، به نشانه تازگی و شادابی
عسل و نقل و شیرینی و دیگر چیزهایی كه بنا به رسم خاص هر شهر و روستا و خانواده ای بر این سفر میافزودند. گذاشتن چند شاخه بیدمشك روح افزا نیز بر زیبایی سفره میافزاید.
سنجد ( Sorb ): نمادی است از زايش و تولد و بالندگی و برکت
سمنو (Samanoo): نماد خوبی براي زايش گياهی و بارور شدن گياهان
سبزه (Verdure): موجب فراوانی و برکت در سال نو شود، رنگ سبز آن رنگ ملی و مذهبی ايرانيان است.
سيب سرخ (Red Apple ): نمادی است از باروریو زايش
سماق (Sumac): برای گندزدايی و پاکيزگی
سير (Garlic): برای گندزدايی و پاکيزگی
سرکه (Vinegar): برای گندزدايی و پاکيزگی
قرآن(Quran): کتاب مقدس هر آيين
تخم مرغ (Eggs): از نوع سفيد يا رنگی نمادی است از نطفه و نژاد
ماهی سرخ (Gold Fish): ماهی يکی از نمادهای آناهيتا فرشته آب و باروری است و وجود آن باعث برکت و باروری میگردد.
سکه (Silver & Gold Coin): موجب برکت و سرشاری کيسه است
نقل (Comfit ): نمادی است از زايش و تولد و بالندگی و برکت
شيرينی (Sweets ): نمادی است از زايش و تولد و بالندگی و برکت
آجيل (Nuts): نمادی است از زايش و تولد و بالندگی و برکت
اسپند ( Wild Rue): در زمانهای قديم مقدس بوده و در رسمهای نيايشی بکار برده میشده.
انار (Pomegranate): پردانگی انار نشان از برکت و باروری است.
لحظه تحویل سال ۱۳۹۱ هجری شمسی به ساعت رسمی جمهوری اسلامی ایران
ساعت ساعت ۸ و ۴۴ دقیقه و ۲۷ ثانیه روز سهشنبه ۱ فروردین ۱۳۹۱ هجری شمسی مطابق ۲۷ ربیعالثانی ۱۴۳۳ هجری قمری و ۲۰ مارس ۲۰۱۲ میلادی
عشق
گریه عشق
وقتي که گريه ام ميگيره دلم ميگه مبارکه
قدر اشکهاتو بدون هنوز چشات بي کلکه
وقتي که گريه ام ميگيره يه آسمون باروني ام
اما به کي بگم خدا من تو خودم زندوني ام
سرمو بالا مي گيرم کسي جوابم نميده
خيلي شب هاست يه رهگذربه گريهام نخنديده
يه روزو روزگاريه منو يه دنيا بي کسي
شدم يه مشت خاطره يه کوره ي دلواپسي
مي خوام تلافي نکنم حرمت دل رو ميشکنم
دارن به جرم ساده گيم چوب حراجم مي زنن
تو اين ولايت غريب دل مرده ها عزيز ترن
قحطي عشق عاشقاست قلب هاي سنگي مي
خرن
ای کاش
ای کاش می دانستی چقدر سخت است. چقدر دشوار است،
هر شب بی آنکه تو در
کنارم باشی با یادت بنشینم و ترا زمزمه کنم و برایت بنویسم.
ای کاش بودی تا ببینی. چقدر در التهابم. نیستی در کنارم تا
حرفهای دلم را رو در رو برایت بازگو کنم و من بایست هر شب، خسته از
گذشت روز، خمیده از خستگی ها،
بی تاب از خمودگی ها و رنجور از بی تابی ها و رنجیده از غریبه ها
بنشینم و برایت سخنان شیرین بنویسم.
هیچ کس نیست که بداند در دلم چه می گذرد.
اگر می بینی می نویسم و می نویسم
و به نوشتن ادامه می دهم از آن روست که می دانم تو می خوانی.
می دانم تو هستی و تو می بینی و می شنوی. می دانم که تو
در کنار منی. شاید نه در فاصله ای نزدیک اما لاقل آنقدر که ... .
اصلا مهم نیست. کافی لبخندی از تو و یا حتی گوشه
چشمی را در ذهن مرور کنم. می توانم ساعتها بنویسم و برای
همین است که می گویم اینها همه از سر عاشقی است.نترس.
هنوز دیوانه نشده ام. اما فرصت دارم. برای دیوانگی. برای فرزانگی.
برای جاودانگی. و من به حضور نزدیکم. و به دیدار. و به کنار.
در کنارم باش. حتی اگر از من دوری. عزیز دل!
دلم طاقت نشستن ندارد وقتی به چشمهایم می نگری
چشمهایم تحمل نگریستن ندارد وقتی مرا می نوازی
روحم پر می کشد وقتی با من سخن می گویی
زبانم هم که بند می آید
تو بگو چه کنم با این همه التهاب که همه از دوست داشتن توست
غزل هایم را فراموش می کنم
از سهراب یا نیما، فروغ یا شهریار چیزی به یاد نمی آورم
فقط باید زمزمه کنم زیر لب به گونه ای که تو نیز بشنوی
کسی درون من است که از دریچه چشمم به کوچه می نگرد
10نکته مهم برای پیدا کردن عشق در زندگی
1. دریچههای قلبتان را باز کنید و شگفتزده شوید. اگر این مقاله را میخوانید یعنی درهای قلبتان را برای دریافت یک عشق جدید باز کردهاید. درست است؟ اما اینکه واقعاً دریچههای قلبتان را به روی عشق باز کنید یعنی حتی بااینکه دنبال آن فرد استثنایی برای خودتان هستید، عشق را از هر جایی که بیاید میپذیرید. مرد زندگیتان باید به طریقی که اصلاً انتظارش را ندارید از راه برسد و شکلی باشد که هیچوقت تصورش را نمیکردید. تنها راه پیدا کردن آن فرد این است که افراد گوناگونی را زیر نظر داشته باشید.
2. تازمانیکه متعهد نشدهاید، خیلی امیدوار نباشید. مردی استثنایی را ملاقات کردهاید که اوقات بسیار زیادی را با او میگذرانید. به نظرتان میرسد که باید فقط روی او تمرکز کنید؟ نه، به هیچوجه. راه انتخابهای دیگر را باز بگذارید مگراینکه او از شما بخواهد که به او متعهد شوید. مسئله پیچاندن او نیست، مسئله این است که حس خودتان بودن را حفظ کنید به جای اینکه یک مرد را مرکز زندگیتان کنید. همچنین باعث میشود خیلی نیازمند آن فرد به نظر نرسید و طوری به نظر او خواهد آمد که درخواست او بوده که به هم متعهد شوید.
3. زبان بدنتان را نرمتر کنید. دفعه بعدی که با مردی قرار میگذارید و بیرون میروید، لحظهای صبر کنید و ببینید بدنتان چه میکند. این احتمال وجود دارد که اعصابتان باعث میشود شانههایتان را سفت کنید یا دستهایتان را به هم قلاب کنید. ما زنها اینقدر اسیر خودمان میشویم که فراموش میکنیم زنانگی که مردها اینقدر عاشقش هستند را نشان دهیم. پس به جای این، دستهایتان را آرام کنید، شانههایتان را بیندازید و وقتی در حضور او هستید، پشتتان را صاف نگه دارید. بعد ببینید که چطور نرم نرمک به شما و دلتان نزدیک میشود.
4. خیلی به جلو نگاه نکنید. در آخرین قرار ملاقاتتان به چه فکر میکردید؟ اگر شما هم مثل اکثر زنها باشید، احتمالاً میبینید که خیلی وقتها این افکار ذهنتان را مشغول میکند: آیا دوستم دارد؟ آیا شوهر خوبی برایم میشود؟ آیا دوست دارد رابطه با من را ادامه دهد؟ تمرکز بر آینده و ای کاشها نه تنها باعث میشود نتوانید از لحظاتتان لذت ببرید و کشف کنید که آن مرد واقعاً کیست، بلکه باعث میشود نتوانید هیچوقت با بخشی از او که بیشترین اهمیت را دارد یعنی دلش، ارتباط برقرار کنید.
5. بدوناینکه او را مسئول بدانید احساساتتان را با او درمیان بگذارید. باز دیر کرده است. حرف از رابطه قبلی اش به میان میکشد. یادش رفته است زنگ بزند. اینها همه داستانهایی است که بیشتر وقتها پیش میآید--حتی بعد ازاینکه با همازدواج کنید. بیشتر زنها فکر میکنند حرف زدن درمورد این چیزها فقط مرد را دورتر میکند اما رمز موفقیت این است که با بیان احساساتتان به طریقی واضح بدون متهم کردن او، به سمت خودتان بکشانیدش: "وقتی درمورد زنهای دیگر حرف میزنی واقعاً حس بدی پیدا میکنم. دوست ندارم رمز و رازی بینمان بهوجود بیاید. نظر تو چیست؟"
6. دست از تظاهر به آنچه که نیستید بردارید. چندبار تابحال شده وقتی با مردی هستید، خودِ واقعیتان را پنهان کنید؟ تصور میکنید اگر چیزهای عجیب درمورد خودتان را برملا کنید، او را بترساند یا اگر با نظر او مخالفت کنید، او را از خودتان دور کنید. اما هیچ چیز بهتر از حقیقت نیست. البته منظورمان این نیست که در همان جلسه اول همه چیز را بیرون بریزید. منظور این است که نیازی نیست آدم کاملی باشید تا بتوانید کسی را عاشق خودتان کنید. پس دست از خودسانسوری بردارید و اجازه بدهید شما را بهخاطر آنچه که هستید دوست بدارد.
7. برای دریافت کردن کانال را عوض کنید. ممکن است تصور کنید که برای اینکه به مردی نشان دهید که موردی خوب و عالی هستید، باید برایش شام درست کنید، کارهایی برایش انجام دهید یا رابطه را جلو ببرید. اما واقعیت این است که مردها عاشق این میشوند که چقدر خودشان برای شما مایه بگذارند، نه برعکسش یک مرد خوب دوست دارد که خوشحالتان کند و کارهای خوب برایتان انجام دهد. پس اجازه اینکار را به او بدهید!
8. همیشه خودتان را اول بگذارید. برای خانمها طبیعی است که دیگران را به خودشان مقدم بدانند اما اگر میخواهید عشق را در مردی شعلهور کنید، اینکه نیازهای او را بر خودتان پیش بدانید کاملاً خلاف آنرا انجام میدهد. درست است که در هر رابطهای باید دادن و گرفتن به یک اندازه وجود داشته باشد اما با این وجود لازم است که هوای خودتان را داشته باشید. وقتی مردی ببیند که با خودتان با مهربانی و احترام رفتار میکنید، زنی را با عزت نفس و اعتماد به نفسی سالم خواهد دید که هر دو ی آنها برای شاد کردن او بسیار جذاب هستند.
9. به طرفتان فرصت بدهید. آیا زیادی قد کوتاه است؟ سنگین وزن است؟ خیلی سنش پایین است؟ خیلی جدی است؟ یا به اندازه کافی جدی نیست؟ خیلی زن ها بودند که اوایل آشنایی شوهرانشان اصلاً برایشان قابل تحمل نبودند و الان حتی نمیتوانند یک روز را بدون آنها سپری کنند.
10. یادتان باشد، حرف نادرست را نباید به مرد درست بزنید. اگر حرفی که میزنید از ته دلتان باشد، مردی که قرار است عاشقتان شود نخواهد ترسید. او تلاش خواهد کرد مشکلات را از میان بردارد و اینکار باعث میشود به هم نزدیکتر شوید. البته، باید بگذارید او هم به همین اندازه احساس امنیت کند و حرفهایش را با شما درمیان بگذارد. وقتی پایهای محکم از پذیرش و اطمینان متقابل برای رابطهتان ساختید، دیگر عشق منتظر نخواهد ماند و شعلهور خواهد شد.
تغییر عادتهایتان نیازمند زمان و تمرین است. مطمئنم اگر اینطور شود عشقی که همیشه آرزویش را داشتید در زندگیتان پدیدار میشود.
عشق
چه كودكانه ! همه چیزم شدی ! چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك كردی !
چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد!
کاش-کاش
کاش میدونستی چقدر دلم بهانه ی تورو میگیره هرروز...
کاش میدونستی
چقدر دلم هوای با تو بودن کرده
کاش میدونستی چقدر دلم از این روزای سرد
بی تو بودن گرفته
کاش میدونستی چقدر دلم برای ضرب آهنگ قدمهات
گرمی نفسهات
مهربونی صدات تنگ شده
کاش میدونستی چقدر دلواپس توام
کاش میدونستی چقدر تنهام،چقدر خسته ام
وچقدر به حضور سبزت محتاجم
وهمیشه از خودم میپرسم
این همه که من به تو فکر میکنم
توهم به من فکر میکنی؟
جملات و اس ام اس عاشقانه 2012
یک تلنگر هم کافی بود برای اینکه بشکنم
به هر حال ممنون از مشتت …
—–
اسیر فصل خزان گردد عمر آنکس که / دمی اسیر اشک کند چشم مهربان تو را …
—–
چه سخت است ، تشیع عشق بر روی شانه های فراموشی و دل سپردن به قبرستان جدایی
وقتی میدانی پنج شنبه ای نیست ، تا رهگذری ، بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند …
—–
اونقدر که فکرشو میکنی دوستت ندارم ، چون اونقدر دوستت دارم که نمیتونی فکرشو بکنی !
—–
گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم
حتی برای “تو” که سالها منتظر در زدنت بودم …
—–
همه ی پل های پشت سرم را خراب کردم ؛ از عــمد ….
راه اشــتباه را نباید برگشت … !!!
اس ام اس تبریک نوروز ۹۱، اس ام اس مخصوص سال نو
زودتر از نسیم روح بخش نوروز خدمتتان شرفیاب شود . . .
پیشاپیش عیدتان مبارک
.
نه زمستانی باش که بلرزانی و نه تابستانی باش که بسوزانی
بهاری باش که برویانی …
عید واقعی از آن کسی است
که آخر سالش را جشن بگیرد نه اول سال را
.
عید حقیقی را کسانی درک میکنند
که با یک چشم بر گذشته بگریند و با چشم دیگر
به آینده لبخند بزنند . . .
در این نوروز باستانی خیال امدنت را به اغوش خسته می کشم
.
نرم نرمک می رسد اینک بهار………تف به قبر روزگار
.
اگر به تیپ خود اهمیت میدهید
اگر به دنبال لباس زیبا برای عید هستید
اگر شیک پوشی را دوست دارید …
با ما تماس بگیرید.
.
صنف پالان دوزان پایتخت
به علت نبودن چرت و پرت از هم اکنون سال نو را به شما تبریک عرض مینماییم..
.
از طرف انجمن بیکاران اس ام اس باز ایران
.
جدایی نادر از سیمین
سرانجام انتظار به پایان رسید و آن لحظه دوست داشتنی فرا رسید: "جدایی نادر از سیمین " برنده اسکار بهترین فیلم خارجی شد ؛ حالا دیگر برای اینکه بدانیم بهترین فیلم جهان چیست نباید منتظر باشیم تا دوبله فارسی میلیونر زاغه نشین به بازار بیاید. حالا دیگر همه مردم دنیا باید برای دیدن بهترین فیلم جهان ، جلوی سینماهای شهر خود صف بکشند تا شاهکار "اصغر فرهادی" را به تماشا بنشینند و این ما هستیم که پیش از همه جهانیان افتخار دیدن "جدایی نادر از سیمین" را داشته ایم.
هنوز طعم شیرین گلدن گلوب وآن حرف های ساده و دلنشین فرهادی زیر زبانمان است و این بار آقای سینمای ایران با همان صفا و سادگی بر بلندای سینمای جهان ایستاده است.
او این بار در حالیکه مجسمه طلایی اسکار را در دست دارد از ما سخن می گوید و پیام صلح را از جانب ما به دنیا می رساند.
و ما ، همان مردمی که برای اعلام نام "اصغر فرهادی" توسط مجری اسکار، یک سال لحظه شماری کرده بودیم و هنگامی که این لحظه فرا رسید ، هق هق و قهقهه مان در هم آمیخت؛ همان مردمی که او هنگام دریافت جایزه گلدن گلوب نیز از ما سخن گفت، ما امروز میزبان همه چشم هایی هستیم که اوج هنر مارا به تماشا نشسته اند و به احترام فرهادی و نادر و سیمینش کف می زنند.
رسول صدر عاملی پیش از اینکه فرهادی جایزه گلدن گلوب را تصاحب کند گفته بود: " اصغر فرهادی جایزه گلدن گلوب را دریافت خواهد کرد و آن وقت جشنی جانانه خواهیم گرفت و همه شهر و شهرهایمان می شود خانه سینما."
حالا آن روز بزرگ فرارسیده و ما که شب را با چشمان بیدار و امیدوار به صبح رسانده ایم در"خانه سینما" یی به وسعت سرتاسر ایران زمین ، دنیا را به تماشای شکوه یک جدایی دعوت می کنیم.
مردم دنیا سلام. اینجا ایران، خانه نادر ، سیمین و اصغر فرهادی است و او اسکار را برای ما به ارمغان آورده است. این موفقیت را به فرهادی ، تیمش و همه مردم هنردوست ایران تبریک می گوییم.
آنجلینا جولی
ناگفته های جالب"جدایی نادر..." در نامه معادی به فرهادی: از دعوت وودی آلن تا تقاضای آنجلینا جولی
ساعاتی دیگر مهم ترین اتفاق تاریخ سینمای ایران میتواند رقم بخورد و فیلم جدایی نادر از سیمین (فرنگیها به آن میگویند: یک جدایی) میتواند سینمای ایران را به حاضرین در سالن کداک تیاتر لس آنجلس بشناساند.
در این یک سال گذشته یک جدایی جوایز فراوانی را از جشنوارهها و جشن های مختلف گرفت، آخرینش هم اسکار سینمای فرانسه؛ سزار بود. اما این آخرین قدم میتواند آغازگر راه جدید سینمای ایران باشد.
پیمان معادی که در یک جدایی نقش نادر را بازی کرد، در این یک روز مانده به مراسم اسکار نامهای به دوستش اصغر فرهادی نوشت و نکاتی را یادآوری کرد. با انتشار بخشهایی از این نامه به پیشواز مراسمی میرویم که قرار است در ساعتهای آغازین دوشنبه خواب را از چشمانمان بگیرد.
اصغر فرهادی عزیز
از زمان بازگشتم از مراسم گلدنگلوب و حلقه منتقدان لسآنجلس که همراه با تو و فیلممان در آن حاضر بودم، میخواستم این نامه را بنویسم؛ اما تلاش برای آماده شدن فیلم اولم «برف روی کاجها»، مجال مناسبی باقی نگذاشت.
در مراسم پایانی جشنواره فجر، وقتی فیلمم جایزه بهترین فیلم از نگاه مردم را می گرفت، یاد تو افتادم. تو که همیشه قدردان مردم سرزمینت، سرزمین مان، بودی و هستی؛ و با خودم گفتم حالا وقت این نامه است. به خصوص که کمتر از 10روز دیگر به برپایی مراسم اسکار مانده؛ و خواهم گفت ربط این ماجرا با آن یاد و ارزش مردم و نظرشان چیست.
یکی از خطاهای دید آدمی، این است که وقتی چیزی را از نزدیک تجربه میکند، متوجه عظمت آن نمی شود. سفر و تجربه های اخیری که با دیدن و شنیدن واکنش های مختلف نسبت به «جدایی نادر از سیمین» در کنارت داشتم، به تلاشم برای اینکه دچار این خطای دید نشوم، بسیار کمک کرد. مطمئنم خیلی از مردم ایران از خواندن این واکنش ها شادمان خواهند شد. خصوصا در روزهایی که عده ای تلاش دارند، موفقیت های این فیلم را به دلایل واهی به سیاست ربط دهند و همین انگیزه برای من کافی است تا این نامه را بنویسم و منتشر کنم.
واکنش های دیگری هم که پیش می آید، ممکن است حرف هایی را در پی داشته باشد که چندان اهمیتی ندارد. از قدیم می گفتند همیشه بدتر از این که پشت سرت حرف بزنند، این است که پشت سرت هیچ حرفی نزنند! همان اوایل سفر اخیر، وقتی محمود کلاری که در شرق آمریکا و در تجربه تحسین شدن فیلم در حلقه منتقدان نیویورک همراهت بود، در تماس تلفنی به من گفت که تجربه بسیار عجیبی در مورد این فیلم در انتظارمان است، به قدر کافی تعجب کردم.
کلاری می گفت نکته اساسی این است که ما با سینما زندگی کرده ایم و سال های سال فیلم و مراسم سینمایی را دیده ایم؛ و حالا به خودمان می گوییم قرار است بعضی از نام های بزرگ را در این گونه مراسم ببینیم، در حالی که این بار در کمال تعجب، آنها منتظرند تا ما را ببینند! و این خاصیت فیلم های بزرگ است.
تجربه های قبلی البته میزان تعجب یا هیجان آدم را از این واکنش ها کمتر می کند. اما هرگز آن را از بین نمی برد. حس پشت حرف کلاری را بعدا ذره ذره لمس کردم.
وقتی وودی آلن که همیشه در نظرم سرچشمه خلاقیت بوده، به واسطه خواهرش برایت پیغام داده بود که طبق معمول نمی تواند - یا نمی خواهد - به مراسم بیاید ولی دوست دارد در نیویورک ما را ملاقات و درباره فیلم صحبت کند، تازه فهمیدم آنچه از قول او درباره فیلم شنیده بودم، چه معنایی داشت: آلن گفته بود سال ها بود نه تنها از سینمای ما، بلکه به طور کلی از سینما انتظار نداشته که در این دوران بتواند چیزی بیافریند که چنین تاثیری روی او بگذارد!
وقتی توماس لانگمن پسر کلود بری، کارگردان و تهیه کننده مشهور و تازه درگذشته فرانسوی که خودش تهیه کننده فیلم آرتیست و برنده انبوهی جایزه است، می گفت همه دارند از محصول من تعریف می کنند اما وقتی فیلم تو را دیدم، آرزو کردم که کاش من آن را تهیه کرده بودم، همه چیز داشت معنای کامل تری پیدا می کرد.
وقتی براد پیت می گفت شب قبل از برگزاری جلسه مطبوعاتی گلدن گلوب، دی وی دی جدایی نادر از سیمین را در دستگاه گذاشته اند و در میانه های همان صحنه دادگاه اول فیلم، آنجلینا جولی با دیدن آن جدل زناشویی فیلم را نگه داشته، متاثر شده، فاصله ای انداخته و بعد از چند لحظه باز تماشا را ادامه داده اند، اطمینانم بیشتر شد وقتی آنجلینا جولی درباره کار بعدی ات پرسید و ساده و راحت درخواست کرد که در فیلمت بازی کند و در پاسخ حرفت که گفتی شخصیت زن فیلمت فرانسوی زبان است و گفت تا آن تاریخ می تواند زبان فرانسه یاد بگیرد، من غرق در غرور شدم.
وقتی مریل استریپ درباره جزییات کارگردانی یا بازی صحنه های مختلف فیلم می پرسید و با اشتیاق گفت دوست دارد با تو کار کند، وقتی استیون اسپیلبرگ گفته بود که اعتقاد دارد جدایی نادر از سیمین با فاصله زیاد بهترین فیلم امسال دنیاست، وقتی دیوید فینچر نیم ساعت وقت گذاشت تا با تو حرف بزند و نظرهایش را بگوید، وقتی چند سینماگر سرشناس می گفتند که فیلم را ندیده اند اما تعریف های زیاد فرانسیس فورد کوپولا را درباره آن شنیده اند و خیلی کنجکاوند، وقتی الکساندر پین که خودش گلدن گلوب فیلم و کارگردانی را گرفت فقط به دلیل علاقه به فیلم تو در طول آن روزها به یکی از نزدیک ترین دوستان هم صحبتت بدل شده بود و در هر دو مراسم گلدن گلوب و حلقه منتقدان لس آنجلس می گفت در طول حرف هایت روی صحنه سعی می کرده انرژی مثبت به سمت تو بفرستد.
وقتی دیگرانی که مجاز نیستم نام شان را بیاورم، از فیلمت به عنوان یکی از محبوب ترین های فهرست شخصی شان در دو، سه سال اخیر یاد می کردند، تازه درست دستگیرم شد که فیلم در دل آدم هایی که سالی ده ها فیلم بزرگ و تاثیرگذار می بینند یا یکی، دوتایش را هر سال می سازند، چه مرزهایی را درنوردیده و چه قله هایی را فتح کرده است.
در مراسم برگزیدگان منتقدان آمریکا (Critics’ Choice Award) که باب دیلن بزرگ قطعه جدید بسیار زیبایی را روی صحنه اجرا کرد، ما از لذت شنیدن و دیدن اجرایش حرف می زدیم و به ما گفتند اگر می دانستید خود باب درباره فیلم تان با چه لذتی حرف می زد، چه می گویید. و این تازه بخشی از آن چیزی است که من شنیدم و دیدم. باقی اش بماند برای روزگاری دیگر، مخصوصا داستان تو و رابرت دنیرو که امیدوارم آقای کلاری روزی تعریفش کند.
اصغر فرهادی عزیز، در جلسه مطبوعاتی ویژه گلدن گلوب، یکی از چهار، پنج باری که حاضران به شکلی استثنایی در میان حرف های تو دست زدند، در جواب سوالی بود که می پرسید چطور با محدودیت های توی ایران چنین فیلمی ساخته ای. گفتی هیچ کس مرا مجبور نکرده بود آنجا با وجود محدودیت ها فیلم بسازم، خواست خودم و قصه ای که داشتم، طوری بود که باید همانجا و با همان شرایط ساخته می شد و برای ساخت این فیلم شما فکر کنید همه چیز همان طور که من دلم می خواسته فراهم بوده است.گفتی نمی خواهم بگویم شرایط فیلمسازی در کشورم آرمانی است، اما تصویری هم که شما از فیلمسازی در ایران دارید، خیلی دقیق نیست.این حرف هایت وقتی یادم آمد که لابه لای حرف ها و کارها و مصاحبه های مختلف، به من راجع به طرحی می گفتی که قرار است در آینده در تهران بسازی و آن را خیلی دوست داری.
حرف دیگرت که باز به تشویق حاضران آن جلسه انجامید، همان بود که گفتی تفاوت های مردمان نقاط مختلف دنیا بسیار کمتر از شباهت هایشان است، اما به نفع سیاست است که تفاوت ها و فاصله ها را بیشتر جلوه دهد و بر آنها تاکید کند.
این روزها که در ایران خبر جوایز فیلم تو حتی مانند نوعی گسترش فرهنگی عمل می کند و از جمله، گاهی حتی طیف هایی را به پیگیری اخبار فرهنگی وامی دارد که به طور معمول هیچ کاری به اتفاق های هنری نداشتند، این روزها که تبریک های هر همکار و هر دوست، هر رهگذر خیابان و حتی هر بیمار اتاق های بیمارستانی که برای بستری کردن و ترخیص پدرم به آن پا گذاشتم، امید را در دل آدم می کارد و می پروراند، یاد همان حرفت می افتم. بله، بین مردمان مختلف دنیا و احساس های انسانی شان، تفاوت ها ناچیز است. اما آن نفعی که گفتی، آنقدر همه جا رخنه کرده که همین مردم این روزها در گذر و خیابان از من می پرسند وقتی از آمریکا برگشتی، کاری با تو نداشتند؟
در خود مراسم، چه حال خوبی بود وقتی من هم مثل میلیون ها ایرانی حرف هایت را موقع دریافت جایزه شنیدم. از آن بالا که چشم می انداختی، می دیدی همه بزرگان سینما که عمری کارهایشان را دیده ای و درباره شان خوانده ای، بهت زل زده اند؛ و انگار عشق و انرژی مردم ایران باعث شده بود ما آنجا محکم بایستیم.
آن لحظه ای که تو از مردم یاد کردی، می دانستم میلیون ها نفر در کشورمان هم به ما زل زده اند و تو به پشتوانه عشق شان، به جای هر عزیز دیگرت از آنها یاد کردی؛ و راستش اصغر، آن بالا چه حالی داد ایرانی بودن.
قدر و منزلتی که تو برای این مردم قایلی، زمانی با آن نمایندگی کردن به درستی پیوند می خورد که حرف آن منتقد آمریکایی را به یاد بیاوریم؛ که در یادداشتی بر جدایی نادر از سیمین نوشته بود: «اگر می خواهید تهدیدی نثار این کشور کنید، بهتر است قبل از آن این فیلم را ببیند، تا بدانید با چه مردمانی روبه رویید، تا در تصمیم خود تجدید نظر کنید.»
اینکه یک فیلم بتواند چنین دستاوردی، چنین تاثیری داشته باشد، یعنی اینکه تو بارها بیشتر از آن جمله هایی که در ستایش مردمان دیارمان می گویی، دین خودت را به آنها ادا کرده ای.
حالا دیگر واقعا مهم نیست که فیلم در یکی از دو رشته «فیلم خارجی» و «فیلمنامه» که نامزد شده، جایزه آکادمی را بگیرد یا نه. مهم تر این است که این فیلم در طول این مدت به این مردم امید، اشتیاق و افتخار بخشید. برای همین امید، اشتیاق و افتخار است که می خواهم با صدایی صد بار بلندتر از آن فریادی که بعد از جایزه گرفتن ات در جشنواره برلین، در سالن برلیناله پالاس برآوردم، فریاد بزنم:
اسکار
"جدایی نادر از سیمین" توانست جایزه بهترین فیلم خارجی زبان جوایز سزار که معادل فرانسوی جایزه اسکار خوانده میشود را نصیب خود کند.
به گزارش خبرنگار مهر، این جایزه در حالی به فرهادی و فیلمش رسید که تنها دور روز تا برگزاری مراسم اسکار زمان باقی مانده است. فیلم "هنرمند" نیز به روال دیگر جایزههای سال جاری توانست شش جایزه اصلی سزار را نصیب خود کند و به عنوان بهترین فیلم سال نیز انتخاب شود.
بر اساس این گزارش فهرست کامل این دوره جایزه به شرح زیر است:
بخش بهترین فیلم سال: فیلم "هنرمند" به کارگردانی میشل هازانوییچ
بهترین کارگردانی: میشل هازانوویچ برای فیلم "هنرمند"
بهترین بازیگر نقش اول مرد: عمر سی برای فیلم "ناملموس"
بهترین بازیگر نقش اول زن: برنایس بژو برای فیلم "هنرمند"
بهترین بازیگر نقش مکمل مرد: میشل بلانس برای فیلم "نخستوزیر"
بخش بهترین بازیگر نقش مکمل زن: کارمن مائورا برای فیلم "خدمات ورودی"
بهترین بازیگر نوپای مرد: گریگوری گادبویس برای فیلم "آنجل و همکاران تونی"
بهترین بازیگر نوپای زن: نایدرا اعیادی برای فیلم "پولیس"، کلوتیلده هسم برای فیلم "آنجل و همکاران تونی"
اولین تجربه کارگردانی: سیلواین ایستیبال برای فیلم "وقتیکه خوکها بال درمیآورند"
بهترین فیلمنامه اصلی (غیراقتباسی): فیلم سینمایی "نخستوزیر"
بهترین فیلمنامه غیراصلی (اقتباسی): فیلم سینمایی "قتل عام"
بهترین فیلم غیرانگلیسی: فیلم ایرانی "جدایی نادر از سیمین" به کارگردانی اصغر فرهادی
بهترین فیلمبرداری: فیلم "هنرمند"
بهترین انیمیشن سینمایی: "گربه رابی" به کارگردانی جوآن اسفار و آنتونی دلسوائوکس
بهترین موسیقی: فیلم "هنرمند"
عشق
و قصر کوچک دل مرا خراب می کنی
سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای
ولی برای رفتنت عجب شتاب می کنی
من از کنار پنجره تورا نگاه می کنم
وتو مرا به نام دیگری خطاب می کنی
چه ساده در ازای یک نگاه پاک وماندنی
هزار مرتبه مرا ز خجلت آب می کنی
به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام
تو کمتر از غریبه ای مراحساب می کنی
وکاش گفته بودی از همان نگاه اولت
که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی
رنگ سال 2012 مشخص شد !
«واشنگتن پست» در این باره نوشته است که جهان سال آینده به رنگ خاکستری نیاز ندارد، جهان به رنگی نیاز دارد که از آن انگیزه، انرژی و شجاعت برای اقدام برخیزد. به همین جهت مؤسسه رنگ «پنتون» بر پایه تحلیل روانشناسان خود رنگ نارنجی مایل به سرخ را به عنوان رنگ سال 2012 برگزیده است.
مدیر اجرایی پنتون در همین باره گفته است که این انتخاب یک انتخاب سلیقهای نیست، ما به نوعی، روح زمانه را درمییابیم و به همه خواستههای دور و برمان نگاه میکنیم.
وی همچنین در این باره افزوده است که مشتری نقشی اساسی در احیای اقتصاد دارد و این نارنجی مایل به سرخ است که آدرنالین تولید کرده و مشتری را به فعالیت بیشتر در راستای خرید تشویق میکند. سالهای گذشته هم صورتی گرم، فیروزهای و زرد هم بر پایه دلایلی خاص برگزیده شده بودند.
هرچند برگزیدن رنگ سال توسط مؤسسه پنتون، تأثیر بسیار بالایی در تعیین رنگ پوشاک و وسایل دکوراسیون خانگی در کشورهای غربی میگذارد، اما این بدین معنا نیست که رنگهای دیگر مورد بیتوجهی طراحان و تولید کنندگان قرار میگیرد، بلکه بر پایه نیاز مشتری این رنگ، رنگ غالب در طراحی و تولید در چنین صنایعی میشود.
ورود خودروي كاديلاك CTS-V به ايران (+عكس)
از رونمايي كاديلاك CTS-V حدود يك سال مي گذرد، اين خودرو اسپرت، لوكس، با كيفيت، در عين حال بسيار خشن و ناآرام است.
به گزارش باشگاه خبرنگاران، پيشرانه درون اين خودرو قدرتمند و حجيم است به طوري كه با بهره مندي از سوپر شارژ بيش از 500 اسب بخار قدرت توليد مي كند.
همچنين شتاب صفر تا صد اين خودرو در مدت زمان 3.9 ثانيه انجام مي شود.
گفتني است؛ از اين مدل كاديلاك حدود 10 دستگاه وارد كشور شده است.
CTS-V به عنوان نسل جدید خودرویی روانه بازار خواهد شد که در دوران حضورش در گروه سدانهای اسپرت توانست به خوبی از پس حریفانی همچون بنز ، بی ام و ، جاگوار و هوندا بر بیاید و قرار است تعریف جدیدی از یک سدان اسپرت لوکس ارائه دهد.
در سه ماهه آخر سال 2008 کادیلاک مدل CTS-V را به عنوان مدل 2009 به بازار معرفی کرد تا . خودرویی که آمده تا قابلیتهای اسپرت خود را به همراه رفاه و آسایش که ویژگی برند کادیلاک است در اختیار مشتری بگذارد. پیشرانه V8 این خودرو قادر است 550 اسب را در اختیار راننده قرار دهد اما این همه داستان نیست زیرا انبوهی از سیستمهای کنترل پایداری و مدیریت مصرف سوخت و همینطور گیربکس اتوماتیک جدید 6 سرعته که قابلیت تعویض دستی از روی فرمان را نیز دارد از مشخصات این کادیلاک خواهد بود.
به کار گیری سیستم تعلیق جدیدی که کادیلاک نام MRC (Magnetic Ride Control) را بر آن نهاده کمک زیادی به حفظ پایداری خودرو و رفاه سرنشینان میکند . به طور خلاصه عملکرد این سیستم بدین صورت است که سنسورها سطح جدید را به صورت مداوم بررسی کرده و اطلاعات را به رایانه خودرو ارسال میکنند و رایانه نیز با بررسی این اطلاعات و تطبیق آنها با وضعیت اتاق میزان سختی هریک از فنرها را که از نوع فنرهای الکترومغناطیسی هستند به طور جداگانه تنظیم میکند. این ویژگی امتیاز بزرگی برای CTS-V محسوب میشود که هم لرزش اتاق را به حداقل میرساند و هم تعادل خودرو را در سر پیچ ها و هنگام شتاب گیری یا ترمز ناگهانی حفظ میکند. سیستم مدیریت کشش نیز وظیفه تنظیم گشتاور خروجی از موتور را بر عهده دارد که این کار بر اساس میزان شتاب خودرو انجام میشود تا هم کشش خودرو در هر شرایطی مناسب باشد و هم مصرف سوخت کاهش یابد.
و البته پیشرانه CTS-V با وجود افزایش 35 درصدی قدرت نسبت به نسل قبل هیچ چیز کم ندارد . موتور این خودرو از نوع V8 و با حجم 6.2 لیتر انتخاب شده که با داشتن سوپرشارژرهای هوشمند که به طور خودکار دمای هوای ورودی را کنترل میکنند بهترین کارایی را از خود بروز میدهد . علاوه بر گیربکس اتوماتیکی که به ان اشاره شد یک گیربکس 6 سرعته دستی نیز برای این خودرو قابل سفارش است.
در طراحی این خودرو از زبان جدید کادیلاک در طراحی استفاده شده که این شیوه هم در داخل و هم در خارج مشهود است. استفاده از صندلی های ریکارو که به خوبی از سرنشین خود در هر حالتی حمایت میکنند به همراه 14 حافظه برای حالتهای مختلف آن علاوه بر راحتی سرنشینان بر لذت رانندگی نیز افزوده است. استفاده از میکروفیبر در جنس کنسول و فرمان علاوه بر تاکید روی لوکس بودن خودرو حس خوبی را هنگام لمس آنها به شما منتقل میکند. صفحه نمایش بزرگ به همراه 40 گیگابایت حافظه برای ضبط اطلاعات ، سیستم صوتی پیشرفته با صدای فراگیر و سیستم ناوبری مدرن از دیگر امکانات کادیلاک CTS-V خواهد بود.
نیایش
چه سخته بی تو بودن
به آسمون نگاه كن، براي ما مي باره
براي ما كه امشب جدا شديم دوباره
توی خونه اي كه نيستي چه سخته بی تو بودن
زمونه ي لعنتي تو رو گرفته از من
سفر بخير عزيزم خدا پشت و پناهت
بدون يكي نشسته هميشه چشم به راهت
نگو جدايي ما بازي سرنوشته
نگو كه قصمونو خود خدا نوشته
اون همه خاطراتو چطور فراموش كنم ؟
تو رفتي و نديدي اون كه شكسته منم
سفر بخير عزيزم خدا پشت و پناهت
بدون يكي نشسته هميشه چشم به راهت
به من نگو كه گريه تلخه شگون نداره
نگو بزار آسمون به جاي ما بباره
اون كه شكسته منم سرت سلامت عزيز
به ياد عشقمون باش تو فصل زرد پاييز
بنام پروردگار عشق
از عذاب رفتن تو می سوزم تو اوج غربت
واسه بودن با تو ندارم یه لحظه فرصت
اشک تو چشامو به کسی نشون ندادم
اگه بشکنه غرورم من به روم نمیارم
وقتی نیستی هر چی غصه ست تو صدامه
وقتی نیستی هر چی اشکه تو چشامه
از وقتی رفتی دارم هر ثانیه از غصه رفتنت میسوزم
کاشکی بودی و میدیدی چی آوردی به روزم؟
حالا خاطراتت تنها یادگار از تو
خاطراتت تنها باقی مونده
از تووقتی نیستی هر نفس،آتیش میزنه به این وجودم
دفتردل
من هستم و تنهایی ، تنهایی هست و یک دفتر خالی.
دفتری پر از برگهای سفید ، دلی پر از غم و نا امید.
دلی پر از حرفهای ناگفته ، تا سحر چند ساعتی مانده.
نور مهتاب بر روی دفتر خالی ، قلبم سرشار از غم و دلتنگی.
چند لحظه می اندیشم که چه بنویسم ، حرفی ندارم برای گفتن پس از یک عشق خیالی مینویسم.
تازه از تنهایی رها شده ام ، با قلم و کاغذ رفیق شده ام.
شاید آنها بتوانند مرا از تنهایی رها کنند ، حرف دلم را بخوانند و آرامم کنند.
تا چشم بر روی هم گذاشتم سحر آمد ، نگاهی به دفتر کردم و جانم به لب آمد.
دفترم پر شده بود ، دلم از درد ها خالی شده بود ، قلمم دیگر جوهری نداشت ، قلبم دیگر دردی نداشت
از آن لحظه به تنهایی عادت کردم ، با دفترم رفاقت کردم ، هر زمان که دلم پر از درد بود ، با دلم ، درد دل کردم .
ای دل هیچگاه نا امید نباش ، در لب پرتگاه نا امیدی نیز به پرواز امید داشته باش.
ای دل هیچگاه خسته نباش ، مثل یک گل بهار ،همیشه شاد باش .
و اینک شاعری پرآوازه ام ، از غم رها شده ام ، و عاشقی شیدایی ام.
هر شب برای او مینویسم و سحر که فرا میرسد اینبار با دلی عاشقتر برایش عاشقانه هایم را میخوانم.
تنها آرزویم
دلم بهانه ی تو را میگیرد ، تو را میخواهد ، و تنها نیازش دیدن دوباره ی تو است.
کاش فرا رسد لحظه دیدار ، خسته شدم از این انتظار ، چگونه آرام کنم این دل بیقرار؟
دلم تو را میخواهد ، دلم برایت تنگ شده ، چشمهایم ، چشم انتظار دیدن تو هستند.
میدانم تو نیز دلتنگ منی ، بیقراری ، چشم انتظاری ، عزیزم باز هم منتظر بمان.
این انتظار شیرین است ، پایانش لحظه ی به تو رسیدن است ، تو را میگیرم در آغوشم تا رها شود غم دلتنگی و انتظار .
عزیزم تو که تنها نیاز منی ، دلتنگ نباش ، ای تو که همیشه در قلب منی.
میگذرد این لحظه ها ، بهار زندگی در راه است ، پایان میرسد فصل سرد انتظار.
میدانی که چقدر دلم برای چشمان قشنگت تنگ شده است؟
میدانی که مدتهاست در حسرت یک لحظه گرفتن دستهای گرمت نشسته ام؟
هنوز باور ندارم که دوباره میخواهم تو را در آغوش بفشارم ، هنوز باور ندارم میخواهم دوباره تو را ببینم .
هنوز باور ندارم به تنها آرزویم که دیدن تو است میرسم .
فدای آن چشمهای قشنگت که به انتظار من نشسته.














سلام